بعدازانتخاباتی که خاتمی رئیس جمهورشدشایدچون دیگربزرگ شده بودم وتجربه های تازه ای داشتم به خصوص ۴سال کارکردن دراستانداری حس غریبی دارم نسبت به شورواشتیاق مردم زمان انتخابات ...احساس می کنم دلخوشی بیهوده ای داریم وقتی خودمان راواردجریانی می کنیم که روی همه ی جوانب زندگی مان تاثیرداردولی متاثرازمانیست...به خصوص حالاکه مطمئن هستم کسانی که به این جریان منعلق نباشنداگرهم به اشتباه واردش شوندیاخیلی زودازان خارج می شوندویابرای همیشه اخراج...دلیل عجیب تری که حس اعتمادم رااز همه چیزسلب می کند رفتارغریب طرفداران جناح به اصطلاح مترقی تراست که به جای اصلاح خودشان شبیه سیاه لشکری بامغزهای توخالی فقط جانب داری می کنندوحتی ساده ترین رعایت حقوق بشردوستانه درانهادیده نمی شود...مثل اینکه رای دادن به یک شخص خاص به تنهایی نشان دهنده شخصیت وبیشترپیروی ازیک مدوکلاس اجتماعی است ....
بدترازهمه اینها اینست که ازدرون صدایی نتیجه ازپیش تعیین شده ای رادرگوشم زمزمه می کندکه همه ی ماجراراشبیه به یک نمایش می کندچون اگربه غیرازاین بودشخص شخیص موردحمایت جوانها وروشنفکرهاکه ازنظرمن برنده نتیجه خواهدبود بااینهمه فاصله وعدم تفاهم باجناح مقابل دراین سیستم اینهمه سال دوام نمی اورد.
هرچه باخودم کلنجارمی روم نمی دانم کدام یک بهتراست شرکت جستن وهمراه شدن باجریانی که به نظرمن برنده ازپیش تعیین شده است یااحترام گذاشتن به شعورخودم وشرکت نکردن درجریانی که به من وامثال من به چشم یک وسیله نگاه می کند.؟؟؟؟؟
ما را در سایت yekroozejadid دنبال میکنید
برچسب: انتخابات, نویسنده: بازدید: 10